arrow

مدیرعامل فناپ از چالش‌های سال ۱۴۰۴، اثر جنگ‌ها، بحران زیرساخت، اختلال اینترنت و آینده اقتصاد دیجیتال می‌گوید

روایت یک سال بی‌سابقه؛ از جنگ سایبری تا بازتعریف تاب‌آوری در اقتصاد دیجیتال

۱۴۰۵/۷/۵
دستاوردهای شرکت های عضو

سال ۱۴۰۴ برای زیست‌بوم فناوری و اقتصاد دیجیتال ایران، سالی پر از بحران‌های تو در تو بود؛ از حملات سایبری و جنگ ۱۲روزه گرفته تا اختلالات گسترده اینترنت و فشارهای اقتصادی. در گفت‌وگویی، شهاب جوانمردی، مدیرعامل هلدینگ «فناپ»، با نگاهی تحلیلی از تجربه‌های این سال، تغییر پارادایم در مدیریت کسب‌وکار و الزامات بقا و رشد در آینده‌ای نامطمئن می‌گوید.

متن کامل این گفتگو بدین شرح است:

 

*سال ۱۴۰۴ سالی متفاوت و پرچالش بود. از آنچه بر هلدینگ شما در این سال گذشت، به‌ویژه در حوزه زیرساخت، نیروی انسانی و بازار بگویید.

سال ۱۴۰۴ قرار بود برای ما پایان یک دوره پنج‌ساله و نقطه عطفی برای ورود به یک دوره جدید باشد، اما عملاً با وقوع جنگ ۱۲روزه همه معادلات تغییر کرد. علاوه بر آسیب‌های فیزیکی، ما با حملات سایبری جدی به بانک سپه، بانک پاسارگاد و مجموعه «داتین» مواجه شدیم. این حملات باعث شد در همان ایام جنگ، دسترسی بخش قابل توجهی از مشتریان به خدمات مالی مختل شود، در حالی که انتظار می‌رفت در شرایط بحرانی، این دسترسی پایدارتر باشد. حتی سیستم‌های بکاپ ما نیز آسیب دیدند و بازنشانی داده‌ها، به‌ویژه در بانک پاسارگاد، به یک فرایند بسیار پیچیده تبدیل شد. همکاران ما به‌ صورت شبانه‌روزی در محل شرکت‌ها و بانک‌ها حاضر شدند تا سرویس‌های پایه را در کوتاه‌ترین زمان ممکن احیا کنند. با این حال، با اتهامات نادرستی مواجه شدیم که منبع حمله را به داتین نسبت می‌دادند. این موضوع حتی منجر به تصمیم عجولانه‌ای شد و بانک سپه در همان ایام از محصول داتین مهاجرت کرد.

در ادامه، در جنگ رمضان نیز بانک سپه چندین‌بار دیگر هک شد که نشان داد مسئله بسیار پیچیده‌تر از یک منبع ساده است. این اتفاقات باعث شد نگاه ما به مفهوم تداوم کسب‌وکار و تاب‌آوری کاملاً تغییر کند. تا پیش از آن، بسیاری تصور می‌کردند برنامه‌های BCP و مدیریت بحران صرفاً تمرین‌های تئوریک هستند، اما بحران واقعی نشان داد که آمادگی واقعی چه معنایی دارد.

تمام برنامه‌های ما، چه در حال اجرا و چه در آستانه بهره‌برداری وارد فاز بازنگری شدند. حتی مفهوم دورکاری نیز تغییر کرد؛ دورکاری در بحران با تجربه کرونا کاملاً متفاوت است. مدیریت منابع، نگهداری تجهیزات، امنیت داده‌ها و حتی امنیت روانی کارکنان، همه نیازمند بازتعریف شدند. از سوی دیگر، با فرض تداوم تهدیدات، خود را برای شرایطی آماده کردیم که ممکن است مجدداً وارد جنگ شویم. در کنار این، اغتشاشات دی‌ماه و تحریم مجموعه در تابستان، پیچیدگی شرایط را چندبرابر کرد. تعاملات خارجی، تأمین کالا و جریان‌های مالی همه دچار اختلال شدند. اگر بخواهم سال ۱۴۰۴ را توصیف کنم، مثل یک کابین در شهربازی بود که به ‌صورت تصادفی در همه جهات حرکت می‌کند و شما نمی‌دانید از کجا باید خودتان را نگه دارید. در چنین شرایطی، بخش زیادی از انرژی ما که پیش‌تر صرف توسعه می‌شد، به تقویت زیرساخت‌های تاب‌آوری اختصاص یافت.

 

*از میان چالش‌های متعدد سال ۱۴۰۴، کدام‌یک بیشترین اثر مخرب را بر عملکرد هلدینگ داشت؟

اگر بخواهیم هر چالش را جداگانه بررسی کنیم، هرکدام اثر خاص خود را داشته‌اند، اما در نگاه کلان، مهم‌ترین مسئله، انقباض بازار اقتصاد دیجیتال بود. کاهش تولید، تضعیف خدمات و افت درآمد مشتریان، مستقیماً بر کسب‌وکار ما اثر گذاشت. مشتریان بزرگ ما در بسیاری موارد توان پرداخت به‌موقع نداشتند و اولویت‌هایشان تغییر کرده بود. از سوی دیگر، مجبور شدیم سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در زیرساخت‌ها انجام دهیم؛ از جمله افزایش تاب‌آوری دیتاسنترها، ایجاد سناریوهای دیزاستر، تأمین برق پایدار و افزونگی ارتباطات.

در همین حال، درآمدها کاهش یافت یا نامطمئن شد و کارکنان نیز از نظر روانی در شرایط مطلوبی نبودند و این موضوع روی عملکردها تأثیر گذاشت و مجموعه این عوامل باعث شد تاب‌آوری سازمان‌ها به‌شدت تحت فشار قرار گیرد.

نکته مهم این است که این چالش‌ها به‌صورت زنجیره‌ای به هم متصل‌اند و نمی‌توان اثر یک عامل را جداگانه تحلیل کرد. اما مهم‌تر از همه، سال ۱۴۰۴ نگاه ما به حل مسئله و حتی انتخاب حوزه‌های فعالیت را تغییر داد. به این نتیجه رسیدیم که آینده شبیه گذشته نخواهد بود و باید برای یک پارادایم جدید آماده شویم.

 

*قطع اینترنت بین‌الملل و تکیه بر شبکه ملی اطلاعات در سال ۱۴۰۴، برای شما فرصت بود یا تهدید؟ و در کل، چه مدلی را برای آینده پیشنهاد می‌کنید؟

متأسفانه موضوع اینترنت و شبکه ملی اطلاعات، به ‌جای یک بحث کارشناسی، به یک مسئله سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. از یک طرف، به یک حق اجتماعی بدل شده و از طرف دیگر، با نگاه امنیتی مدیریت می‌شود. در این میان، کسب‌وکارها نیز دچار سردرگمی هستند. مسئله اصلی این است که ما دستورالعمل مشخصی نداریم و نمی‌دانیم در چه شرایطی اینترنت باید قطع یا وصل شود. این تصمیمات بیشتر به زورآزمایی شبیه است تا سیاست‌گذاری دقیق. نتیجه این می‌شود که در زمان قطع، تصمیمات منسجم است، اما در زمان وصل، کاملاً پراکنده عمل می‌کنیم. مثالی بزنم: «اگر بگوییم یک آب آلوده است، نباید هیچ‌کس از آن استفاده کند؛ اما وقتی برخی دسترسی دارند و حتی از آن کسب‌وکار شکل می‌گیرد، اینجا تناقض ایجاد می‌شود.» موضوع VPN نیز همین‌طور است؛ در حالی که یکی از نقاط آسیب امنیتی است، اما به یک بازار بزرگ تبدیل شده است.

درباره شبکه ملی اطلاعات، حتی تعریف دقیق و معیار سنجش آن هم مشخص نیست. وقتی می‌گویند ۶۰ درصد پیشرفت داشته، دقیقاً مشخص نیست درباره کدام مؤلفه صحبت می‌شود. ما به‌ عنوان یک شرکت، حتی ۴۰ روز دسترسی به اینترنت نداشتیم و امکان به‌روزرسانی سیستم‌ها نیز مختل شد. این نشان می‌دهد سیاست‌گذاری منسجمی وجود ندارد. به نظر من، این موضوع باید با حضور همه ذینفعان و با نگاه ملی حل شود، نه بخشی و مقطعی.

 

*وضعیت فعلی اقتصاد دیجیتال کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که حال اقتصاد دیجیتال خوب نیست و نباید این موضوع را پنهان کرد. این حوزه بر پایه چند مؤلفه اساسی شکل می‌گیرد: دسترسی به منابع مالی، تجهیزات، تکنولوژی، نیروی انسانی، رگولاتوری مناسب، بازار خروج سرمایه و ثبات. اما در کشور ما، اقتصاد دیجیتال شبیه یک «بچه ناتنی» بوده است؛ نهادهای مختلفی در آن دخیل‌اند، اما هیچ‌کدام مسئولیت کامل آن را نمی‌پذیرند. در زمان موفقیت، همه از آن تعریف می‌کنند، اما در زمان بحران، کسی پاسخگو نیست. در حالی که در بخش‌هایی مثل فولاد یا پتروشیمی، برای جبران خسارت برنامه‌ریزی می‌شود، در اقتصاد دیجیتال چنین نگاهی وجود ندارد. این در حالی است که زندگی مردم به این زیرساخت‌ها وابسته شده، اما این زیرساخت‌ها نه از نظر برق، نه ارتباطات و نه نیروی انسانی، پایداری لازم را ندارند.

ما اکنون در شرایطی هستیم که باید از این وضعیت خارج شویم، اما اینکه چگونه این اتفاق رخ دهد، نیازمند یک بحث جدی و عمیق در سطح سیاست‌گذاری کلان است.

اخبار مرتبط